تبليغاتX
شب شکن

روزها فکر من اینست و همه شب سخنم
که چرا غافل از احوال دل خویشتنم
از کجا آمده ام، آمدنم بهر چه بود؟
به کجا میروم؟ آخر ننمایی وطنم
مانده ام سخت عجب، کز چه سبب ساخت مرا
یا چه بوده است مراد وی ازین ساختنم
جان که از عالم علوی است، یقین میدانم
رخت خود باز برآنم که همانجا فکنم
مرغ باغ ملکوتم، نیم از عالم خاک
دو سه روزی قفسی ساخته اند از بدنم
ای خوش آنروز که پرواز کنم تا بر دوست
به هوای سر کویش، پر و بالی بزنم
کیست در گوش که او میشنود آوازم؟
یا کدامست سخن می نهد اندر دهنم؟
کیست در دیده که از دیده برون مینگرد؟
یا چه جان است، نگویی، که منش پیرهنم؟
ا به تحقیق مرا منزل و ره ننمایی
یک دم آرام نگیرم، نفسی دم نزنم
می وصلم بچشان، تا در زندان ابد
از سرعربده مستانه به هم در شکنم
من به خود نامدم اینجا، که به خود باز روم
آنکه آورد مرا، باز برد در وطنم
تو مپندار که من شعر به خود میگویم
تا که هشیارم و بیدار، یکی دم نزنم
شمس تبریز، اگر روی به من بنمایی
والله این قالب مردار، به هم در شکنم

مولانا

+ نوشته شده در  دوشنبه شانزدهم دی 1387ساعت 18:58  توسط سعید | 
 

از کسی که دوستش داری ساده دست نکش ! شاید دیگه هیچ کس رو مثل اون دوست نداشته باشی
و از کسی هم که دوستت داره بی تفاوت عبور نکن چون شاید هیچوقت
هیچ کس
تو رو به اندازه اون دوست نداشته باشه !!

محتاج

ما به هم محتاجیم
مثل دیوونه به خواب
مثل گندم به زمین
مثل شوره زار به آب
ما به هم محتاجیم
مثل ما به آدما
مثل ماهیا به آب
مثل آدم به هوا
دستامون از هم اگه دور بمونه
شب شیشه ای دیگه نمی شکنه
از تو این شیشه ای همیشگی
خورشید مقوایی سر می زنه
به عزای دوری دستای ما
کوچه ها ، ساکت و بی صدا می شن
بوی رخوت همه جا رو می گیره
همه ی درها ، به غربت وا میشن
جاده هامون ، که به خورشید می رسن
مثل تاریکی ، بی انتها می شن
ما به هم محتاجیم...

ترانه سرا: ایرج جنی عطایی
+ نوشته شده در  یکشنبه نوزدهم آبان 1387ساعت 19:40  توسط سعید | 

عاشقانه

سقف


تو فکر یک سقف ام ، یک سقف بی‌روزن
یک سقف پابرجا، محکم‌تر از آهن
سقفی که تن‌پوش هراس ما باشه
تو سردی شب‌ها لباس ما باشه
سقفی اندازه‌ی قلب من و تو
واسه لمس تپش دلواپسی
برای شرم لطیف آینه‌ها
واسه پیچیدن بوی اطلسی
زیر این سقف با تو از گل، از شب و ستاره می‌گم
از تو و از خواستن تو، می‌گم و دوباره می‌گم
زندگی‌مو زیر این سقف با تو اندازه می‌گیرم
گم می‌شم تو معنی تو، معنی تازه می‌گیرم
سقف‌مون، افسوس و افسوس، تن ابر آسمونه
یه افق، یه بی‌نهایت، کم‌ترین فاصله‌ مونه
تو فکر یک سقف ام یک سقف رویایی
سقفی برای ما،حتی مقوایی
تو فکر یک سقف ام یک سقف بی‌روزن
سقفی برای عشق،برای تو و من
سقفی اندازه‌ی قلب من و تو
واسه لمس تپش دلواپسی
یرای شرم لطیف آینه‌ها،واسه پیچیدن بوی اطلسی
زیر این سقف، اگه باشه، می‌پیچه عطر تن تو
لختی پنجره‌هاشو می‌پوشونه پیرهن تو
زیر این سقف خوبه  عطر خودفراموشی بپاشیم
آخر قصه بخوابیم، اول ترانه پا شیم
سقف‌مون، افسوس و افسوس
تن ابر آسمونه
یه افق، یه بی‌نهایت
کم‌ترین فاصله‌مونه
تو فکر یک سقف ام...


آنجا که ایمان است،نسیم عشق می وزد 
آنجاکه عشق است صلح حکم فرماست

آنجا که صلح است خدا است

و آنجا که خدا است

خوشی و سعادت برآن سایه افکنده است.
 
 
 
+ نوشته شده در  جمعه بیست و دوم شهریور 1387ساعت 20:10  توسط سعید | 


توی خلوت پر از همهمه ام که صدایی به صدا نمی رسه
اگه می تونی منو دعا بکن من که دستم به خدا نمی رسه
آسمونا ارزونی پرنده ها جای آسمونا یه قفس بده
همه ی دار و ندار مو بگیر هر چی بودم و دوباره پس بده
بازم هیچ راهی به مقصد نرسید من هزار و یک شب معطلم
تا ته جاده دنیا رفتم و بازم انگاری سر جای اولم
چرا دنیا با تمام وسعتش مرهمی برای زخم من نداشت
پای هر چی که دویدم آخرش حسرت داشتنش و تو دلم گذاشت
سر رو شونه های سنگ روزگار قد این فاصله هق هق می کنم
دارم ازثانیه ها سیر می شم دارم از دوری تو دق می کنم
پشت خنده های مصنوعی من دل به این بغض گلو شکن بده
روزگار سردم و ورق بزن دست مهربونت و به من بده
گم شدم توی شبی که خودمم شبی که حتی یه فانوس نداره
منو با خودت ببر به روشنی آخه هیچکی مثل تو منو دوس نداره
لک زده دلم واسه یه همزبون شیشه دل همه سنگ شده
می دونی دلیل گریه هام چیه ؟آی خدا دلم واسه ات تنگ شده!

به سرنوشت شگفت کسی می اندیشم
که راه پشت سرش نیست

و چاره ای دگرش نیست.

جز این که در شب سیلاب بگذرد در رود

امان از وسوسه ی سخت لحظه تصمیم

می رهی از بالا یا که می شوی نابود.

+ نوشته شده در  جمعه هجدهم مرداد 1387ساعت 13:55  توسط سعید | 

نگاهم کن که شب گم شه ، نگاهم کن که پیدا شم

نگاهم کن نگاهم کن ، نذار تنها ترین باشم

به تو می بخشم آواز و چراغ و شبنم و نور و

به تو می بخشم این قلب به تو محتاج مغرور و

تو ابرا رو بگیر از من که چشمام خیسه بارونه

به دور از تو پروانه ، تو حبس پیله می مونه

نگاهت را نثارم کن ، گل وحشی تو رامم کن

بتابون عشق و تو چشمام ، شروعم کن ، تمامم کن

نگاهم کن که تو چشمات یه جنگل داره می سوزه

بدون تو دچارم من ، دچار مرگ هر روزه !

نگاهم کن بذار با تو تماشایی بشه دنیا

بذار از برق چشم تو بمیرن این سیاهی ها

به آخر می رسم بی تو ، به دیوار و شب و خنجر

بهار و عشق و دعوت کن ، به این تقویم خاکستر

نگاهت را نثارم کن ، گل وحشی تو رامم کن

بتابون عشق و تو چشمام ، شروعم کن ، تمامم کن ...

در سكوت مي توان نگاه را معنا كرد و آن را با عشق به دل پيوند زدمي توان بهار را به ديدار برگهاي خزان زده بردو براي رازقي هاي اميد از عطر دوست داشتن گفت می خواهم سكوت كنم و تنها به حرف نگاهت گوش كنم.

 

 

 
+ نوشته شده در  شنبه هجدهم خرداد 1387ساعت 22:47  توسط سعید | 
 
زندون دل

پشت این پنجره ها دل می گیره
غم و غصه دلو تو میدونی
وقتی از بخت خودم حرف می زنم
چشام اشک بارون می شه تو میدونی
عمرییه غم تو دلم زندونییه
دل من زندون داره تو میدونی
هر چی بهش میگم تو آزادی دیگه
میگه من دوست دارم تو میدونی
می خوام امشب با خودم شکوه کنم
شکوه های دلمو تو میدونی
بگم ای خدا چرا بختم سیاه ست
چرا بخت من سیاه ست تو میدونی
پنجره بسته میشه شب میرسه
چشام آروم نداره تو میدونی
اگه امشب بگذره فردا میشه
مگه فردا چی میشه تو میدونی...
پشت این پنجره ها دل می گیره
غم و غصه دلو تو میدونی
وقتی از بخت خودم حرف می زنم
چشام اشک بارون می شه تو میدونی...

+ نوشته شده در  پنجشنبه هجدهم بهمن 1386ساعت 22:48  توسط سعید | 

بی تو, سفر,حکایت دلگیر ماندن است.

بی تو ,سفر ,حکایت از پا نشستن است.

دریاب این شکسته قامت عاشق را,

بی تو به جست وجوی آب چو برخیزم,

ره نیست جز سراب

ای یار, ای یگانه ترین یار,

این خسته ی همیشه عاشق را

                                                 دریاب.

 
 
+ نوشته شده در  دوشنبه دهم دی 1386ساعت 21:47  توسط سعید | 
   خوشبختی داشتن دوست داشتنی ها نیست دوست داشتن داشتنی هاست!
 

تو رگ خشک درختا درد پائیز میگیره
بارون نم نمک آروم روی جالیز میگیره
دیگه سبزی نمی مونه همه جا برگای زرده
دیگه برگا نمی رقصند رقص پائیز پره درده
گرمی دستای من کم شده دستاتو بده
دستای سرد منو گرم بکن باد پائیز سرده
آفتاب تنبل پائیز دیگه قلبش سرده
بازی ابرا با خورشید منو آروم کرده...

+ نوشته شده در  جمعه شانزدهم آذر 1386ساعت 16:20  توسط سعید | 
بسه تنهايي ديگه توي قفس، بسه اين قفس بدون همنفس، ديگه بسه تشنگي بدون آب،
خوردن فريب و نيرنگ سراب، واسه هر کي دل من تنگ ميشه، تا ميفهمه دلش از سنگ ميشه،
دوستي از رو زمين پاک شده، مردي و مردونگي خاک شده، هرکي فکر خودشه تو اين زمونه،
بايد حرف دلمو گوش کنم، غم دنیا رو فراموش کنم...



نجات من به دست توست
از اين محبس نجاتم ده

لباس كهنه تن را
بسوزان و حياتم ده!

بيا و نقطه پايان به
شعر عمر من بگذار

تنم ديوار بين ماست
تنم را از ميان بردار...
نقاب از چهره ام بردار
به آينه نشانم ده
سكوتم بدتر از مرگ است
بميرانم زبانم ده!
بيا و جامه عصيان بپوشان بر صداي من
كه تنها سهم من اين است : هراس بي صدا مردن!
    
ترانه سرا: اردلان سرافراز

+ نوشته شده در  جمعه یازدهم آبان 1386ساعت 18:57  توسط سعید | 


هرگز کسی اینگونه فجیع به کشتن خود برنخواست که من به زندگی نشسته ام !

زندگی

زندگی یه بازیه کی از عمرش راضیه؟!
ابر گریونه دلم چشمه خونه دلم
نمیتونم دلمو راضی کنم
این دل دیوونه رو راضی به این بازی کنم
یه بهونه برای بودن و موندن ندارم
تو گلوم بغض غمه هوای خوندن ندارم!
همه جا سرد و سیاه رو لبام ناله و آه
سر من بی سایبون نگه ام مونده به راه
دست من غمگین وسرد تو دلم یه گوله درد
نه بهاری نه گلی پائیزه پائیزه زرد...
دلی که دلدار نداره با زندگی کار نداره!
غریب این دیارم یه آشنا ندارم
سرم بی سایبونه دلم یه پارچه خونه!
غم تو دلم نشسته بال و پرم شکسته
غریب این دیارم یه آشنا ندارم
سرم بی سایبونه دلم یه پارچه خونه!
همه جا سرد و سیاه رو لبام ناله و آه
سر من بی سایبون نگه ام مونده به راه
دست من غمگین وسرد تو دلم یه گوله درد
نه بهاری نه گلی پائیزه پائیزه زرد...
ترانه‌سرا : مينا اسدي

+ نوشته شده در  پنجشنبه سوم آبان 1386ساعت 23:17  توسط سعید | 

وقتشه كه از قفس ساز

پر پرواز و بگيري

خط به خط نقطه به نقطه

بغض آوازو بگيري...


كمكم كن

 

كمكم كن كمكم كن

نذار اينجا بمونم تا بپوسم

كمكم كن كمكم كن

نذار اينجا لب مرگ و ببوسم

كمكم كن كمكم كن

عشق نفريني بي پروايي مي خواد!

ماهي چشمه كهنه

هواي تازه ي دريايي مي خواد...

دل من درياييه چشمه زندونه برام

چكه چكه هاي آب مرثيه خونه برام...

تو رگام بجاي خون شعر سرخ رفتنه

تن به موندن نمي دم

موندنم مرگ منه!

عاشقم مثل مسافر عاشقم

عاشق رسيدن به انتها!

عاشق بوي غريبانه كوچ

تو سپيده غريب جاده ها!...

من پر از وسوسه هاي رفتنم

رفتن و رسيدن و تازه شدن

توي يك سپيده طوسي سرد

مسخ يك عشق پر آوازه شدن!...

كمكم كن كمكم كن

نذار اين گم شده از پا در بياد!

كمكم كن كمكم كن

خرمن رخوت من شعله مي خواد!

كمكم كن كمكم كن

من و تو بايد به فردا برسيم

چشمه كوچيكه برامون

ما بايد بريم به دريا برسيم...

دل ما درياييه چشمه زندون مونه

چكه چكه هاي آب

مرثيه خون مونه

تو رگ بودن ما

 شعر سرخ رفتنه

كمكم كن كه ديگه

وقت راهي شدنه...

كمكم كن...
ترانه سرا: ایرج جنتی عطایی

+ نوشته شده در  یکشنبه پانزدهم مهر 1386ساعت 0:42  توسط سعید | 
 
صفحه نخست
پست الکترونيک
آرشيو
درباره وبلاگ
نام: سعید
نام خانوادگی: سجادزاده
تاریخ تولد: مرداد 1363

دعوتت مي کنم
به تنهايي خاموشم
مهمانم باش به کمي ترانه،
حرف دل و لحظه اي سکوت!...
جهاني تازه آغاز مي شود و من
در ابتداي همان راه نرفته پشت
به همه وعده هاي باراني و
رو به تمام روزهاي آفتابي
منتظرت مي مانم...

پيوندهاي روزانه
ساینا
دلکــــــــــــــده
حس پرواز
حرفهای یک دل
عشق خفته
در بیکران دریای عشق...
تنها عشق حقیقت دارد
خیابان خیس(یلدا)
هر چی که دلت بخواد
همیشه خواب تو دیدن...
ساده دل
شیما و نگار
نفس بریده
دلخون
شرق اندوه
آلونک
دلریخته(سحر سرافراز)
دلی که پایبند تو بود...
کاریکاتور
راهی بسوی کامیابی
آوازی تنها برای تو
موزیک مستر
هرگز شب را باور نکردم
مسیح
غم توی چشمات ...
داریوش اقبالی
آوای آزاد
پارسی موزیک
ایرج جنتی عطایی
اردلان سرفراز
احمد شاملو
آشفته بازار
کومه
نوای دل
حس غریب
آرشيو پيوندهاي روزانه
نوشته هاي پيشين
هفته سوم دی 1387
هفته سوم آبان 1387
هفته چهارم شهریور 1387
هفته سوم مرداد 1387
هفته سوم خرداد 1387
هفته سوم بهمن 1386
هفته دوم دی 1386
هفته سوم آذر 1386
هفته دوم آبان 1386
هفته اوّل آبان 1386
هفته سوم مهر 1386
هفته دوم مهر 1386
هفته اوّل مهر 1386
هفته اوّل تیر 1386
هفته چهارم اردیبهشت 1386
هفته سوم اردیبهشت 1386
هفته چهارم فروردین 1386
هفته سوم فروردین 1386
هفته اوّل فروردین 1386
هفته سوم بهمن 1385
هفته اوّل بهمن 1385
هفته چهارم دی 1385
هفته اوّل دی 1385
هفته چهارم آذر 1385
هفته سوم آذر 1385
هفته اوّل آذر 1385
هفته چهارم آبان 1385
هفته سوم آبان 1385
هفته دوم مهر 1385
هفته اوّل مهر 1385
هفته سوم شهریور 1385
هفته دوم مرداد 1385
هفته اوّل مرداد 1385
هفته سوم تیر 1385
هفته دوم تیر 1385
هفته چهارم بهمن 1384
نوشته هاي پيشين
نیستی
یاور همیشه مومن
حریق دریا
عشق
مسافر
جاده
چشم من
بی تو
نفس
مشق من
باران
بن بست
غزلک
شب گریه
شب زده
بیهودگی
شقایق
شبای خط خطی
به که دل باید بست؟
اونی که میخواستی
مرا به خانه ام ببر
عروسک
محتاج
حسود
رهایی
بارون
سادگی
پيوندها
فرشته نجات
آرا صلاحي
فانوس عشق
اشك هاي يخي
نغمه هاي اشك من
بهترين ها
دختركي تنها
xxxبدو بدو بهترين هاxxx
همه چيز براي موبايل
زير خاكي
رز وحشي
اشك شقايق
طلسم تنهايي
من تنها تر از هميشه
زورق
انجمن پرستاري ايران
اخبار پرستاري
GPN
سياوش قميشي
خزعبلات
عاشقانه
دلكده (رونيكا)
عشق يعني همه چيز
تنهاترين عاشق
باغ آسمونی
دهكده غم
شكست سكوت
جك+sms+دانلود+عاشقانه
به نام اشك
مجيد خراطها
عكاسي_گرافيك
ديار پري هاي ترس و تنهايي
عاشقانه رها پاييزان
رهگذر مهتاب
آلوده مقدس
لكنت سطرهاي من
ساحل دل
چي؟ هرچي،همه چي
خاطرات تلخ و شيرين مليكا
مگر گناه من چه بود
خدايي كه شكست خورد
چه ساده ازم گذشتي
تيپ توپ 2
JUDDY ABOT
شايد محال نيست...
رقص آتش
...~ عاشقونه ~...
ღ♥ღدخترا سیب گلابن!ღ♥ღ
چشم هايم باش
ازتلخ و شاد وطنم
يك دل هزار غم
الهه شرقي
جاده
ليلون
ستاره دريايي
گل يخ
ياس
سيب رايانه
تنهای تنهایان منم
یکی مثل من...
شکسته بال
هدیه
تنهای تنهایان منم
من هستم،تو هم باش
باران
سرود عشق
انجماد گرم
سرزمین عاشقان
در انتظار خوشبختی
زندگی
پرنیان
مقالات آموزشی کامپیوتر
جادوی فکر نخودی
عاشق بی رحم
کشاورزی
در انتظار خوشبختی
شور دلبستن
عشق خدایی
تنها
بچه های ایران زمین
یاس
فرشته سیاهپوش
کرشمه های عاشقانه ایاز
بانو عسلی
شهر عاشقان
لاله سرخ
شعر های برگزیده
به یادم باش
مقالات سیاسی و اجتماعی
عشق شیشه ای
ایران باستان
عاشقانه های باران
خلوتگاه من
بچه+
عجیب ترین عاشق
همسفر آرزوها
تنها شدم خدا
صدای خیس بارون
ثروت بدون درد سر
sajjad sijal
عاشقانه(Fattane)
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

طراح قالب

ديجيتال کيوان