|
بسه تنهايي ديگه توي قفس، بسه اين قفس بدون همنفس، ديگه بسه تشنگي بدون آب،
خوردن فريب و نيرنگ سراب، واسه هر کي دل من تنگ ميشه، تا ميفهمه دلش از سنگ ميشه، دوستي از رو زمين پاک شده، مردي و مردونگي خاک شده، هرکي فکر خودشه تو اين زمونه، بايد حرف دلمو گوش کنم، غم دنیا رو فراموش کنم...
لباس كهنه تن را بيا و نقطه پايان به تنم ديوار بين ماست |
|
+ نوشته شده در
جمعه یازدهم آبان 1386ساعت 18:57 توسط سعید |
|
|
صفحه نخست پست الکترونيک آرشيو |
| درباره وبلاگ |
نام: سعید
نام خانوادگی: سجادزاده تاریخ تولد: مرداد 1363 دعوتت مي کنم به تنهايي خاموشم مهمانم باش به کمي ترانه، حرف دل و لحظه اي سکوت!... جهاني تازه آغاز مي شود و من در ابتداي همان راه نرفته پشت به همه وعده هاي باراني و رو به تمام روزهاي آفتابي منتظرت مي مانم... |
|
RSS
|